تبادل لینک
هوشمند برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان doust و آدرس
behtarindoust.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
چقدر امشب دوريت برام سخته
نميخوام بگم عادت به پيشه هم بودن کرديم
ولي واقعا عادت به با هم بودن کرديم
الانم با هم هستيم.مهم دلمونه
دلي که همش به ياد تو شاد ميشه
نفسي که به اميد تو مياد و ميره
پلکي که به اميد ديدن تو باز و بسته ميشه نميدونم چه جوري امشب احساسم رو توي اين وبلاگ بيان کنم
ميتونم بگم بزرگترين آرزوم خوشبختي تو هست
حالا چه با من چه بي من ...
میدانم ؛
دیگر برای من نیستی !
اما …. دلی که تنگ باشد این حرفها را نمیفهمد...
نويسنده
یگانه جون
کو ان باران؟ ارسال شده در چهار شنبه 2 مرداد 1392برچسب:,
-
12:59
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ،
می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.
می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ، زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ، رو به سوی شادکامی .
می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ،
بانگ شادی پس کجا بود؟
این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است،
اشک می ریزد برایم.
می پریدم از سر غم ، می دویدم مثل مجنون ، با دو پایی مانده بر ره
از کنار برکه ی خون.
باز باران ، بی کبوتر ، بوف شومی سایه گستر ، باز جادو ، باز وحشت ،
بی ترانه ، بی حقیقت ، کو ترانه؟! کو حقیقت؟!
هر چه دیدم زیر باران ، از عبث پر بود و از غم ، لیک فهمیدم که شادی
مرده او دیگر به دلها ، مرده در این سوگواری…